خانه ي نقد
نقد و تفسیر شعر آزاد و سپید
گل سنگ
سروده ي اصلان
**********
نه درياها را مي خواهم و
نه آسمان ها را
كه چندي ست ،
عطايشان را
به لقايشان بخشيده ام.
كه گذرگاهم كوير بوده و
چشم اندازم،
كوه ها.
آهوان كوه را مي ستايم
كه شهاب ها را وقعي نمي نهند؛
و گون ها را ،
كه چشم بر آبي درياها ندارند.
چو من كه
چشم بر چشمه ها دارم و
دل ،
بر گلي
كه از سنگ ها رسته است.
۲۳/۵/۸۰
!! نوشته شده توسط اصلان قزللو
| 22:13 | 86/08/27
•
ساختن با ساز
سروده ی اصلان براي نسرين و سازش********
چه مي سازي با سازت!
با ضرب ضربان مضراب
آواز چكاوكي را
از گلويش پرواز مي دهي
كه چكاچاك شمشيررا
مي نشاند بر خاك
و كبوتران كرانه هاي كوير و
آهوان هراسان دشت را
فراخواني ست
به تماشاو گل گشت.
مباد
قلب سازت شكسته
كام نغمه هايت بسته
بنوازمان گهي
در پرده هاي سي
يا نغمه هاي لا
با تارهاي ساز
با پودهاي راز
!! نوشته شده توسط اصلان قزللو
| 21:53 | 86/08/09
•


