نقد شماره ی 19-شعر زن: شهین منصوری
زن
***
زن گفت
کسی نباشد
می خواهم آوازم
لب باز کند
از سربندم بگذرد و
صدای پایم را
روی تابلوی نشانی همین کوچه
آویزان کنم
بیرون ازنشانی خیابان و
انگشت اشاره
راه بروم
خالی از نام های گمنامی نیستم
صورتم
آینه ای هزار تکه
لبخندم
قطره های سرخ گلویم
وراهم
درهای بسته
کنار کفش های خیالی
عریان نیستم
پرم از لبا س های رستگاری
که برتنم پوشانده اند
با این همه
سردم است
وکلاغی می ترساندم
کنار گودالی.
نقد و تفسیر: اصلان قزللو
در شعر زن ، صحبت از گسستن محدودیت هاست. زبان شعر ، سعی می کند از مستقیم گویی بپرهیزد و به هویت شعری نزدیک شود. در همان ابتدا ، خروج از محدودیت ، در فضایی خالی از افراد طلب می شود." کسی نباشد" . و بعد به جای این که بگوید می خواهم آوازم بخوانم، به صورت غیر مستقیم روایتی را با آدم نمایی پیش چشم مخاطب می گستراند:
" می خواهم آوازم
لب باز کند
از سربندم بگذرد " حالا نمایی از زن را نیز داریم. او سر بند دارد. می توان تصور کرد که این آواز شاید برای کنار زدن سربند باشد. چرا که در یک نگاه کلی اگر سر بند باشد ، دهان بند هم می شود. پس این آواز برای کنار زدن محدودیت اول است.
تصویر دوم:
" صدای پایم را
روی تابلوی نشانی همین کوچه
آویزان کنم ."
"آویزان کردن صدای پا روی تابلو" یعنی یک امر شنیداری را ، دیداری کردن و به این وسیله حس را به مخاطب رساندن ، زیباست. در این جا زن روایت می کند که بتواند در کوچه بگردد. شاید نام های مردانه کوچه ها هم دلیل دیگری بر گسستن این محدودیت باشد تا زن بتواند اثری در کوچه که بخش کوچکی از اجتماع است به معرض نمایش بگذارد و در بعدی بزرگ تر در جامعه تاثیر گذار باشد.
راوی ادامه می دهد:
" بیرون ازنشانی خیابان و
انگشت اشاره
راه بروم"
بی آن که کسی فرمان دهد یا محدوده ای را مشخص کند در جامعه باشم. در کلامی کوتاه:"روش زندگی خود را خود انتخاب کنم" راوی در ادامه ، گمنامی خود را چنین می گوید:
" خالی از نام های گمنامی نیستم"
و ادمه می دهد با کلامی کوتاه اما پر تفسیر. در ظاهر ،چهره اش را چون آینه ی هزار تکه ترسیم می کند اما باطن فراتر از این است.
" صورتم
آینه ای هزار تکه"
در تکه های این چهره آیینه گون چیست که تو به تماشا نشسته ای؟ این زاویه ای است که بر روی مخاطب باز است و می تواند به پستوهای ندیده سر بکشد و ببیند چیزهایی را که شاید شاعر هم ندیده است. در تکه های این آینه می توان زن را در نقش های گوناگون دید. در نقش برادر، خواهر ، مادر ،پدر ، همسر و درد همه ی آن ها را در این شکسته ها ، حس کرد.
در تصویری دیگر:
" لبخندم
قطره های سرخ گلویم"
لبخند ، به شکل قطره است و رنگ سرخ هم دارد. یک حس آمیزی و دیداری کردن لبخند. لبخندی خونین . یک پارادوکس .یعنی در جامعه ی راوی، لبخند ، دهشتناک است . به ویژه در صورت زن!
بعد:
" وراهم
درهای بسته
کنار کفش های خیالی"
این هم یک پارادکس. راه به در بسته می خورد. کفش هم تخیلی.در یک کلام بی پرده: راه ها به بن بست ختم می شوند و رفتن با پای بی پاافزار!
تن زن ، چگونه دیده می شود؟:
" عریان نیستم
پرم از لبا س های رستگاری
که برتنم پوشانده اند"
در جامعه ی راوی ، عریانی روا نیست. پس بیایید و آن را بپوشانید. ،فعل"پوشانیده اند" به جای "پوشیده اند" آن اجبار را می رساند. گویا زن ، خود نمی تواند رستگار شود .پس باید او را رستگار کرد.جامعه ی راوی بسیار به فکر اوست! حتا اگر بشود این یاغی را باید به زور به بهشت فرستاد! زن با این لباس ، احساس سرما می کند و می ترسد. ازچه می ترسد؟ از کلاغ! شاید کلاغ خبر عدم تمکین او را به مجریان برساند:
" با این همه
سردم است
وکلاغی می ترساندم
کنار گودالی."
که اگر زن دست از پا خطا کند، در گودال خواهد افتاد و مدفون خواهد شد. این گودال را از قبل برایش کنده اند!
نقد شماره 18- بدایع شکوهمند زن و زمین
نام کتاب :بدایع شکوهمند زن و زمین
شاعر: سعید سلطانی طارمی

"بدایع شکوهمند زن و زمین" سروده ی سعید سلطانی- نشر روشنگران و مطالعات زنان- چاپ اول 1385
این مجموعه شعر، دومین مجموعه ی ساطانی ست. او پیش از این "رجز خوانی مستانه ی قابیل" را منتشر کرده است. آخرین مجموعه شعر سعید سلطانی"از زلف های خورشید گرفتن" نام دارد.
آن چه در نگاه اول ، مخاطب را به خود جلب می کند، نام مجموعه است که دریچه ای را می گشاید و تو را به مجموعه ، فرا می خواند. "زن " و "زمین" . هر دو ، مادر! آن ، خالق انسان ها در سرزمین های دور و نزدیک و این زهدان و پرورشگاه تمام جانداران و غیر جان داران ، رودها و دریاها و کوه ها.
تمام مجموعه روایت هایی...
کل مقاله را با کلیک در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
معرفی کتاب"گونه های نو آوری در شعر معاصر ایران"
نام کتاب: گونه های نو آوری در شعر معاصر ایران
نویسنده: دکتر کاووس حسن لی
انتشارات: نشر ثالث(خ کریم خان زند- بین ایرانشهر و ماهشهر- پ۱۶۰
چاپ دوم- ۱۳۸۵
مطلب کامل را در در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
نقد شماره ی 18
رویای بارانی
به پنجره ی اوج
پرنده می اویزد
حریر پرهایش
پرنده-باز
به دیوار نیلی
قاب نگاه...
برای خواندن مطلب کامل ادامه ی مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب


