شب سپهری
شب سپهری
شب سپهری دومین برنامهی مشترک انجمن شاعران نیمایی و بخش فرهنگی مؤسسهی رهیاب است. این برنامه در عصر سهشنبه ۲۹ اردیبهشت از ساعت ۳۰/۱۶ تا۳۰/۱۸ در محل مؤسسهی رهیاب، واقع در اول کوی نصر (گیشا)- بالاتر از داروخانهی کیهان- پلاک ۲۹ (۳۳جدید)- طبقهی سوم- واحد ۷ برگزار میشود .
در این برنامه که آمیزهای از سخنرانی، شعرخوانی و موسیقی است مهدی عاطفراد دربارهی "نقش زن در شعر سپهری" و امیر عزیزمحمدی دربارهی "ساختار شعر سپهری" سخن خواهند گفت و شایسته ابراهیمی، هدی نخجیری، سعید سلطانی طارمی، معصومه شهرامی، اصلان قزللو و مرتضی معراجی سرودههای خود را خواهند خواند.
با فرشته ی ساری بیش تر آشنا شویم
در اولین دیدار و در دیدارهای بعد، او را" آرام و کم حرف" می یابی. شاعرانگی هم در رفتار و هم در گفتار و هم در نوشته هایش خود را می نمایاند. اولین اثرش"پژواک در سکوت" نام دارد که در زمستان 65 چاپ شد. خودش می نویسد:"من که در دبیرستان و سپس در دانشگاه ، در رشته های ریاضی و انفورماتیک درس خوانده بودم و با ادبیات سر و کاری نداشتم- با این که از سال اول دبستان ، کتابخوان حرفه ای بودم- دریای فراخی برای یادگیری ادبیات فارسی پیش خود روی خود می دیدم که نمی دانستم از کدام ساحل آن شروع کنم."1
پس از مدتی تلاش در زمینه ی ادبیات کلاسیک ، از سال 64 تا 68 ، رشته ی زبان و ادبیات روسی دررا دانشگاه تهران به پایان می رساند.
دومین اثرش،"قاب های بی تمثال" سال 68، "زندگی خواهر من است" ترجمه ی شعرهای پاسترناک، سال 69، رمان"مروارید خاتون" سال 69و سپس مجموعه های دیگر"شکلی در باد" مجموعه شعر سال 70 ، رمان "جزیره ی نیلی" سال 71 ، "هیچ کجا و هیچ وقت" کودکانه در سال 71، "آدم آهنی و پروانه" ترجمه ی کودکانه ای در سال 74 و ترجمه ی شعرهای"رسول حمزه اوف" که هنوز چاپ نشده است.
مجموعه شعرهای"جمهوری زمستان" سال 72 ، رمان های" آرامگه عاشقان" سال 74، "میترا" سال 77،"عطر رازیانه" سال 78 ، بنفشه ای در قطب" ترجمه ی مجموعه ی داستانی برای کودکان ، سال 76 و داستان"دخترک سه چشم" نوشته ی او در سال 77 و سرانجام مجوعه شعر "روزها و نامه ها" و مجموعه داستان "چهره نگاری دنیا" دهه ی 80، رمان"پری سا" در سال 83 ، مجموعه داستان" مرکز خرید خاطره" سال 86 ، ترجمه ی داستان"جادوگر حواس پرت" برای کودکان در سال 83.
آخرین مچموعه شعر او"یکی از ما باید می گفت" سال 87 چاپ و منتشر شد و "شهرزاد پشت چراغ قرمز" گزیده ی تمام شعرهای چاپ شده ی و چاپ نشده ی اوست که سال 87 منتشر شد.
به فرشته، برای روزگاری دراز، نوشتن خسته نباشید می گوییم. در نگاه من ، او کم تر حرف می زند؛ بیش تر نگاه می کند و آن چه را دیده و شنیده از صافی هنرمندانگی می گذراند و در شعر و داستان ، عرضه می کند.
شهر
***
خواب می بینم شهر درون یک هواپیماست و در پرواز
و منطق خواب جوری نیست که بپرسم
چه طور درخت های کهنسال کنار خیابان ها
ریشه دوانده اند در ژرفای خاک، درون هواپیما؟
خواب می بینم شهر آتش گرفته و از شعله ها می چکد آب
و منطق خواب جوری نیست که بپرسم
چه گونه بیرون از شهر قرار گرفته ام
انگار که گواه سیاره ی دیگری باشم در فضا؟
خواب می بینم در همه ی ایستگاه های مترو ایستاده ام
منتظر قطاری که نمی رسد
و منطق خواب جوری نیست که بپرسم
چه گونه همزمان در همه ی ایستگاه ها ایستاده ام؟
خواب می بینم دمل می زند روی رد پای من
و جوری نیست که بپرسم
چرا راه و بی راه و رد راه
آماس می کند مدام؟
خواب می بینم نام من می خورد بر سنگ ها و بر می گردد
[مانند یک پوپ پینگ پنگ
و جوری نیست که بپرسم
چه گونه نام من که اسم معناست، توپ سفیدی
شده است؟]2
منبع:
۱-شهرزاد پشت چراغ قرمز-فرشته ی ساری-انتشارات نگاه-۸۷- صفحه ی۱۲
۲- یکی از ما باید به او می گفت-فرشته ساری- انتشارات ثالث-۸۷-ص ۷


