نقد شعر"نسیم" سروده ی الهام نجار پور

نسیم 

طوفان رامی ست

که نقش چشم های تو را

پشت چشمان شیشه ای خانه دیده است....

(علی، دوست نادیده ای که این شعر را برایم فرستاده بود)

فرم ذهنی خوب و مرتبی دارد. سرتا پایش را که بخوانی ،متوجه منظورش می شوی. در این متن دیدگاه تازه ای مطرح شده است و ارتباط های افقی و عمودی خوب پیش می رود.

  در دو سطر اول و دوم"نسیم/ طوفان رامی ست" یک تشبیه بلیغ اسنادی ست .و ایماژ جالبی دارد. نسیم که باد آرام و آهسته ای ست، در تصور گوینده(که ممکن است به جز شاعر باشد)مثل یک طوفان رام تصور شده است.در ادامه، این رامی علتی دارد. که می شود هم حسن تعلیل دانست و هم انسان گرایی. زیرا طوفان به خاطر دیدن چشم های یار(دوست،...) از پشت پنجره های خانه، رام شده و محو تماشای آن است. همین دو سطر اول نوعی پارادکس است (نسیم ، طوفان است)

  "چشمان خانه" استعاره ی مکنیه است که در پسش می شود تشخص را یافت. خانه از نظر داشتن چشم ، انسان نمایی دارد. اما در همین ترکیب، نشانه ی جمع"ان" زبان را کهنه می کند. استفاده از "ها " بهتر است .

در نهایت ، با تمام این تصویر سازی ها و گفتارها که اتفاقا خیلی هم موجز است می شود این مطلب را درک کردکه:"چشم های این یار بیش از حد زیباست)با باز شدن مفهوم، می بینیم که این تصویر سازی ها برای یک امر ساده است و پس از لذت از تصویرها، همه چیز به پایان می رسد. 

  این مسئله نشان می دهد که این متن معنای مثکثر ندارد و همه پس از حل تصویرها ، به یک مفهوم ثابت خواهند رسید. شعر اگر معنای متکثر داشته باشد و مخاطب را در جست و جوهایش به راه های گوناگون ببرد، بسیار موفق است.

نگاهی به شعر خورشیدی

گذرگاه پرواز 
باز در نگاهم می‌روید 
اینک که دل 
به خلوت ستاره‌ها می‌سپارم

(منصور خورشیدی)

نگاه اصلان قزللو:

دوستان خوبم. این متن نمونه ی یک شعر کوتاه کامل است. چرا؟ چون یک تصویر کامل دارد و مخاطب را آن قدر مجاب می کند که بگوید این متن را دیگر نمی توان ادامه داد. بسیاری از شعرهای به ظاهر کوتاه ، از این ویژگی بی بهره اند. شاید در حد طرح اند. ایجاز هم در این شعر، در حد والایی ست. نه یک واژه کم نه زیاد! چه بسیارند شعرهایی که به ظاهر کوتاه اند اما ایجاز ندارند، و قابل ادادمه دادن!
از دیگر ویژگی این شعر باید به دیدگاه تازه اشاره کرد. گوینده بادیدن خلوت ستاره ها، راه پرواز را پیش چشم هایش باز می بیند. تا فراموش نکردم به واژه ی "باز" اشاره کنم که ایهام خوبی دارد. باز= دوباره و باز متضاد بسته. این هم از ویزگی های یک شعر خوب است . بی آن که تصنعی در آن دیده شود می شود از زاویه های گوناگون به آن نگاه کرد. رستن گذرگاه پرواز ، عین گیاهی ست که میل به بالا دارد. استعاره ای ظریف . 
در نهایت . رهایی از زمین ، و منطقه ی پست و رسیدن به اوج . به ستاره ها که در آن جا شاید خود ستاره ای شود و سال ها اسمان را با سویش، پرسو کند . در زمین چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
آدمی در عالم خاکی نمی اید به کار
عالمی دیگر بباید ساخت و نو آدمی!

نگاه منصور خورشیدی به شعر"صدای شکفتن" سروده ی اصلان قزللو

"صدای شکفتن می آید 

آن سوی پرچین

از سنگ و سبزه و سرب

دل می سپارم به رویایش

فردا،

گل سرخی خواهد خندید

از سینه ام!"

بهره وری از صامت ها و مصوت ها ، حرکت و سرعت تخیل در

توالی تصویرها کارکرد هجا ، واژه و جای آن در مصراع ، عمده

ترین وجه شکل گیری شعر محسوب می شود که رابطه ی

شاعر را با مخاطب حفظ می کند . 


"سنگ و سبزه و سرب

دل می سپارم به رویایش."

واج "سين" در سنگ سبزه و سرب مخاطب شعر را به دريافت

سه عنصر  نمادين در شعر هدايت مي كند . صلابت سنگ ،

طراوت سبزه  و سرعت سرب موجب مي شود تا : به صورت

 نمادین به ساحت معنایی اين اثر راه پیدا کنیم .

 اگرچه ساختار پيوسته ی مصراع ها زمينه را براي شكل شعر

 فراهم مي سازد .

 

"صدای شکفتن می آید "

و 

"گل سرخی خواهد خندید"

شکل ظاهری ، مصوت ها و صامت ها ، رنگ و نور ، جلوه های

 دستوری زبان تا کارکرد معنایی آن ، صورت عینی کلمه را در شعر نشان مي دهد .


"دانه ای در تو پنهان است،

چشم انتظار تکه ای بهار."

به اين درك مي رسم كه عناصر کلامی در بافت معنایی و

کارکرد نحوی و آوایی در کنار ساختار زیباشناسی به ثبت

تصاویر ذهنی کمک كرده است و نظام نشانه ها ،زمینه را برای

 تصاویر دیداری و حسی آماده در برابر چشم قرار داده است .

چشم انتظار تکه ای بهار. فراخوان ديدن و دريافتن است .