نگاهی به شعر منصور خورشیدی


روح خاکستری ام
میان تن آبی اش
پرواز می کند در فراز
و آن دورتر در فرود
چیزی از پلک سوم او
می افتد
در حلاوت نگاه من.(منصور خورشیدی)
خوانش اصلان قزللو 
بی آن که بخواهم به شعر خاصی شیفتگی نشان بدهم یا از آن فاصله بگیرم، ابتدا شعر بودن متن را در نظر می آورم. آیا متن حاضر یک موقعیت شعری دارد ؟ 

ادامه نوشته

نگاهی به شعر خانم پوران کاوه:

اصلان قزللو
من رام روزگار نخواهم شد
چشم به راه یک اتفاق ام
تا خو
اب هایم را به هم بدوزد
و برسم به یک روشنی ابدی
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
,,,,,,,,
به دست های خالی ام نگاه نکن
ستاره ها در جیب هایم پنهان اند
شعر با دو گزاره ی خبری آغاز می شود"من رام روزگار نخوهم شد"+"چشم به راه یک اتفاقم"تا این جا هیچ اتفاق شعری نیفتاده . اما مصراع

ادامه نوشته

نگاهی به "دیوار و شیشه": سروده ی فریبا شش بلوکی از دفتردریچه


اصلان قزللو

*************

تو مي نوشتي روي شيشه

 

آن نامه هاي سرخ تبدار !

 

من مي نوشتم پاسخت را

 

اما فقط بر روي ديوار!

 

...

 

ادامه نوشته