نگاهی به شعر کوتاه خانم پوران کاوه

اصلان قزللو

من رام روزگار نخواهم شد
چشم به راه یک اتفاق ام
تا خواب هایم را به هم بدوزد
و برسم به یک روشنی ابدی
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
به دست های خالی ام نگاه نکن
ستاره ها در جیب هایم پنهان اند
شعر با دو گزاره ی خبری آغاز می شود"من رام روزگار نخوهم شد"+"چشم به راه یک اتفاقم"تا این جا هیچ اتفاق شعری نیفتاده . اما مصراع سوم، همان اتفاقی ست که شاعر انتظار آن را دارد"تا خواب هایم را به هم بدوزد" در این مصراع یک اتفاق شعری افتاده است. در عالم واقع خواب ها به هم دوخته نمی شوند تا"و برسم به یک روشنی ابدی." این گزاره هم دنباله همان موقعیت شعری است. تصرف در عالم واقع و ایجاد یک تصویر تازه در جهان. روشنی ابدی". این جاست که من مخاطب می توانم ذهنم را در یک بیکرانگی رها کنم و مثلا دنبال روشنی ابدی را بگیرم یا به هم دوختن خواب را ردیف کنم و خیال کنم به جایگاه شاعر برسم یا حتا از آن بگذرم.در دو مصراع پایانی هم، همین موقعیت فراهم شده است."به دست های خالی ام نگاه نکن"یک گزاره ی امری که در پایان ،باز هم تصرف در جهان صورت می گیرد:"ستاره ها در جیب هایم پنهان اند"در حقیقت زیر ساخت این بخش با یک تضاد شاعرانه بنا نهاده شده. "دست های خالی" در مقابل"جیب های پر"دست را با چشم می بینی اما جیب در دید نیست . پس باید دست در جیب کنی و پری را با انگشت هایت حس کنی.
علاوه بر این موقعیت های زیبای شعری موسیقی طبیعی و کمی نهفته با تکرار"م" هاتقریبا شش سطر را غنی کرده است. همین طور "ر"های اغازین "رام" و "روزگار"به این موسیقی عمق بخشیده است.
یکی دیگر از ویژگی های شعری در این متن، عدم قطعیت پیام است.گویی شاعر به مخاطبانش اهمییت می دهد. به آن ها احترام خاصی قائل است .رهایشان می کند تا بگردند و از هر زاویه ای که می خواهند به این گزاره ها نگاه کنند.
آخرین سخنم در مورد توجه و تاکید شاعر در واژه گزینی ست. او در سطر چهارم با هشیاری فعل "برسم" را در ابتدای کلام آورده و ضمن بر هم زدن نحو عادی کلام "، مخاطب را در تحقق این آرزو امیدوارتر و قابل وصول تر کرده است