نگاهی به شعر منصور خورشیدی.
"هوای آبی امواج
ترانهی بيداري
در بهار اين سال
برای چشم های خمار میخواند"
"برق برخاسته از نگاه
حسرت بنفشه ها را
سبز درون سینه مي کارد"
"تا نسترن ها بيرون باغچه
مي رقصند
راهی به سمت آسمان
با سپیدی سرانجام
باز مي شود"
سلام شاعر قصه های دریا که دیدنی ها را به شنیدنی ها می پیوندی و طبیعت را به جان انسان می دوزی و در پایان او (انسان) را در مرکز توجه و تماشا می نشانی.
یکی از ویژگی های هنری شعر که شاید بشود گفت "بیان کتمان" در این شعر خود نمایی می کند. در بند اول:
"هوای آبی امواج
ترانهی بيداري
در بهار اين سال
برای چشم های خمار میخواند"
"هوای آبی امواج"از دیدنی هاست و "خواندن ترانه " از شنیدنی ها ، یادمان باشد این جا شاعر "دریا" را پنهان کرده است . در همین بند ، او مخاطب را از عادت شنیدن می گیرد و گزاره ی ترانه خواندن را برای چشم می آورد . در این ایماژ ، شنیدن و دیدن ، در نهایت به نفع دیدن تمام می شود.یعنی نگاه تصویرگرا.در همین بند شاعر با آوردن واج های بلند (11 بار) ، "آ"و کسره های اضافی(یا وصفی)"5 بار" سعی در حرکت کند خواندن و القای بلندی در موج و صدا دارد.
در بند دوم:
"برق برخاسته از نگاه
حسرت بنفشه ها را
سبز درون سینه مي کارد"
در این بند، زاویه ی دید عوض می شود و این برق نگاه است که کارگر می شود و از آبی (در بند اول)به بنفش بنفشه می گراید . با تکرار واج "ر" (6) بار ، واژه ی "برق" برجسته می شود و در متن خود نمایی می کند.
در همین جا "برق برخاسته از نگاه" با "حسرت بنفشه ها" همانندی می کند و مخاطب را در این دو راهی قرار می دهد که این "برق نگاه " است که در سینه کاشته می شود یا "حسرت بنفشه ها" که خود نوعی "کتمان " است.
بند پایانی:
"تا نسترن ها بيرون باغچه
مي رقصند
راهی به سمت آسمان
با سپیدی سرانجام
باز مي شود"
اگر به دقت خط سیر انسجام هنری متن را دنبال کنیم ، خواهیم دید که ابتدا تصویر طبیعت است ؛ سپس به درون و شخص بر می گردد و در پایان به جای اول باز می گردد و در آسمان ادامه می یابد. رنگ ها هم بر همین اساس تغییر می کنند. دریا، آبی . بنفشه ، بنفش و نسترن ، سپید. در نگاهی دیگر ، رنگ ها از کمی روشن به تیره و سپس به روشن کامل می رسد.
با شکفتن نسترن ها و فرا رسیدن بهار ، راهی بی نهایت در برابر چشم گشوده می شود. انگار از بستگی به گشودگی می رسد و آرام می گیرد.
دقت به واژه ها (امواج، بنفشه و نسترن)- نگاه را از زمین آغاز می کند و به آسمان می رساند.
آن چه ویژگی یک شعر خوب است: انسجام هنری، نگاه تازه، چند بعدی بودن معنا و عدم رد یا اثبات یک پیام ثابت و دست کم نگرفتن مخاطب ، موسیقی ، تصویر ، انتخاب دقیق واژه ها، ارتباط زمانی فعل ها ، و لذت از خواندن شعر ، همه فراهم است . قزللو
ترانهی بيداري
در بهار اين سال
برای چشم های خمار میخواند"
"برق برخاسته از نگاه
حسرت بنفشه ها را
سبز درون سینه مي کارد"
"تا نسترن ها بيرون باغچه
مي رقصند
راهی به سمت آسمان
با سپیدی سرانجام
باز مي شود"
سلام شاعر قصه های دریا که دیدنی ها را به شنیدنی ها می پیوندی و طبیعت را به جان انسان می دوزی و در پایان او (انسان) را در مرکز توجه و تماشا می نشانی.
یکی از ویژگی های هنری شعر که شاید بشود گفت "بیان کتمان" در این شعر خود نمایی می کند. در بند اول:
"هوای آبی امواج
ترانهی بيداري
در بهار اين سال
برای چشم های خمار میخواند"
"هوای آبی امواج"از دیدنی هاست و "خواندن ترانه " از شنیدنی ها ، یادمان باشد این جا شاعر "دریا" را پنهان کرده است . در همین بند ، او مخاطب را از عادت شنیدن می گیرد و گزاره ی ترانه خواندن را برای چشم می آورد . در این ایماژ ، شنیدن و دیدن ، در نهایت به نفع دیدن تمام می شود.یعنی نگاه تصویرگرا.در همین بند شاعر با آوردن واج های بلند (11 بار) ، "آ"و کسره های اضافی(یا وصفی)"5 بار" سعی در حرکت کند خواندن و القای بلندی در موج و صدا دارد.
در بند دوم:
"برق برخاسته از نگاه
حسرت بنفشه ها را
سبز درون سینه مي کارد"
در این بند، زاویه ی دید عوض می شود و این برق نگاه است که کارگر می شود و از آبی (در بند اول)به بنفش بنفشه می گراید . با تکرار واج "ر" (6) بار ، واژه ی "برق" برجسته می شود و در متن خود نمایی می کند.
در همین جا "برق برخاسته از نگاه" با "حسرت بنفشه ها" همانندی می کند و مخاطب را در این دو راهی قرار می دهد که این "برق نگاه " است که در سینه کاشته می شود یا "حسرت بنفشه ها" که خود نوعی "کتمان " است.
بند پایانی:
"تا نسترن ها بيرون باغچه
مي رقصند
راهی به سمت آسمان
با سپیدی سرانجام
باز مي شود"
اگر به دقت خط سیر انسجام هنری متن را دنبال کنیم ، خواهیم دید که ابتدا تصویر طبیعت است ؛ سپس به درون و شخص بر می گردد و در پایان به جای اول باز می گردد و در آسمان ادامه می یابد. رنگ ها هم بر همین اساس تغییر می کنند. دریا، آبی . بنفشه ، بنفش و نسترن ، سپید. در نگاهی دیگر ، رنگ ها از کمی روشن به تیره و سپس به روشن کامل می رسد.
با شکفتن نسترن ها و فرا رسیدن بهار ، راهی بی نهایت در برابر چشم گشوده می شود. انگار از بستگی به گشودگی می رسد و آرام می گیرد.
دقت به واژه ها (امواج، بنفشه و نسترن)- نگاه را از زمین آغاز می کند و به آسمان می رساند.
آن چه ویژگی یک شعر خوب است: انسجام هنری، نگاه تازه، چند بعدی بودن معنا و عدم رد یا اثبات یک پیام ثابت و دست کم نگرفتن مخاطب ، موسیقی ، تصویر ، انتخاب دقیق واژه ها، ارتباط زمانی فعل ها ، و لذت از خواندن شعر ، همه فراهم است . قزللو
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۱/۰۳ ساعت 1:35 توسط اصلان قزللو
|
اصلان قزللو-شاعر و نویسنده و منتقد ادبی-عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان