اتفاق تازه در جهان شعر - تگاه منصور خورشیدی به شعر اصلان قزللو




با چهار حرف تكراري اش
در چهار سو
چه دارد جهان
كه در اين قاب كهنه بكارد ؟

بي شك 
سر سبزي اش 
مديون واژه ها یی ست 
كه از دهان تو مي رويد !

اصلان قزللو


چشم انداز جديدي برابر شاعر باز مي شود تا اتفاق تازه را در جهان مشاهده كند . اتفاق بيكرانه درگذر از حاشيه و باز كردن راهي به دل متن ، در چهار سو ، از چهار جهت جهان . در قاب كهنه . تا زمينه ي گريز از دواير بسته جلوه هاي خود را در ذهن شاعر به سمت كمال فراهم سازد . 

" اتفاق تازه
در جهان شعر 
با چهار حرف 
در چهار سو"

بي شك تكوين فرم نيز شعراصلان قزللو را با ايجاز تمام در برابر واقعيت هاي موجود ودر مكان جديد تري مستقر مي سازد . تا تمام قدرت خود را براي خلق يك قطعه شعر بكار ببندد . 

" سر سبزي اش 
مديون واژه ها است 
كه از دهان تو مي رويد "

رويش هزار اتفاق در هزار زاويه ي باز با چهار حرف در جهان شعر ! و در ميان واقعيت هاي ملموس و ذهني كه تمام گستره ي آب را خواب مي كند . ، در برابر شناختي كه شاعر ازجهان كلمه دارد . تعهد خود را در شكل شعر نشان مي دهد.وعادت هاي ذهني را در هم مي ريزد .
دراين نوع از كاركرد كلمه ، پنجره اي كه درجهان ذهني شاعر باز مي شود. ساحت شعر از جايگاه محكمي برخوردار مي شود تا معناي حاصل از آن نشان دهنده ي جوهرشعر، و بيان انديشه هاي شاعرانه باشد . 
منصور خورشيدي
بعد تحرير : مي ماند تشكر من از شاعر كه مرا در جهان ذهني خود جاي داده است .

پیام هم دردی با شاعران و هنرمندان اهواز و خانواده رستم اله مرادي

بزرگداشت رستم اله مرادي در فرهنگسراي اهواز

 

پیام هم دردی با شاعران و هنرمندان اهواز و خانواده رستم اله مرادي

 

 متن پیام :

 

با اعلام مرگ " رستم اله مرادي " . انگار تمام جهان در ذهن من غروب کرده است .  در گوشه ای از زوایای تنگ این جهان بزرگ آیا جایی برای رستم نبود . و نيست كه آخرين ديدار  مرا باخود در آبان 1389 ترسيم كند . كه ده روز آخرعمر خود را با من سهيم بوده است .

 

" آخرین دم      از نفس های خویش را / نفس کشیدی /

پرندگان / تدفین دریا را / پَر ریختند . "

     

 

ادامه نوشته

نگاه کوتاه منصور خورشیدی به شعر "حادثه" اصلان قزللو

در شکفتن هر گل،
خنده ای ست بر باد رفته

از لبی که

نظاره گر درد پنهان غنچه است

پشت حادثه ی خاک!

در شکفتن هر گل،
از همان ابتدا با شكفتن و رشد كردن و پرودش يافتن رو به رو مي شويم .

تکنیک زبانی ، ساخت و فرم نقش بیشتری در واحد های زبانی مثل یک قطعه شعر دارد . تا بازی های زبانی ، شاعر ي که قلمرو کلمه و رابطه آن را با زبان بشناسد . راهی به درون شعر بازمي کند . و در گذر از سطح و با استفاده از آرايه هاي ادبي زمینه را برای پرش های ذهنی آماده مي کند. 
خنده ای ست بر باد رفته / از لبي 
شاعر با انتخاب آگاهانه ی لغت در چنین فضائی خواننده را دچار حیرت می کند . و این اتفاق در فضائی می افتد . که شاعر مجهز به دانسته های شعر باشد . و يك تضاد آهنگين را در خنده و خروج خنده از لب بيان مي كند .
نظاره گر درد پنهان غنچه است / پشت حادثه ی خاک!
تاکیدی که شاعر به نقش واژگان در شعر دارد . تلاش او را برای ارائه ی یک زبان آهنگین مضاعف می کند . تا از همه ی ظرفیت های کلامی به نفع شعر بهره بگیرد.