با چهار حرف تكراري اش
در چهار سو
چه دارد جهان
كه در اين قاب كهنه بكارد ؟

بي شك 
سر سبزي اش 
مديون واژه ها یی ست 
كه از دهان تو مي رويد !

اصلان قزللو


چشم انداز جديدي برابر شاعر باز مي شود تا اتفاق تازه را در جهان مشاهده كند . اتفاق بيكرانه درگذر از حاشيه و باز كردن راهي به دل متن ، در چهار سو ، از چهار جهت جهان . در قاب كهنه . تا زمينه ي گريز از دواير بسته جلوه هاي خود را در ذهن شاعر به سمت كمال فراهم سازد . 

" اتفاق تازه
در جهان شعر 
با چهار حرف 
در چهار سو"

بي شك تكوين فرم نيز شعراصلان قزللو را با ايجاز تمام در برابر واقعيت هاي موجود ودر مكان جديد تري مستقر مي سازد . تا تمام قدرت خود را براي خلق يك قطعه شعر بكار ببندد . 

" سر سبزي اش 
مديون واژه ها است 
كه از دهان تو مي رويد "

رويش هزار اتفاق در هزار زاويه ي باز با چهار حرف در جهان شعر ! و در ميان واقعيت هاي ملموس و ذهني كه تمام گستره ي آب را خواب مي كند . ، در برابر شناختي كه شاعر ازجهان كلمه دارد . تعهد خود را در شكل شعر نشان مي دهد.وعادت هاي ذهني را در هم مي ريزد .
دراين نوع از كاركرد كلمه ، پنجره اي كه درجهان ذهني شاعر باز مي شود. ساحت شعر از جايگاه محكمي برخوردار مي شود تا معناي حاصل از آن نشان دهنده ي جوهرشعر، و بيان انديشه هاي شاعرانه باشد . 
منصور خورشيدي
بعد تحرير : مي ماند تشكر من از شاعر كه مرا در جهان ذهني خود جاي داده است .