شعر یا نظم


شعریانظم؟

مقاله ای از رضا مهرعلیان فرق اساسی میان زبان ِشعر و زبان ِنظم در این است که شعر بر درونه‌ی زبان استوار است و جوهرش، گریز از زبان هنجار(خودکار) است در حالی که نظم وابسته به صورت زبان است.  شکل نوشتاری زبان هنجار را می‌توان نثر در نظر گرفت؛ این نثر از طریق هنجارگریزی(قاعده‌کاهی) به شعر مبدل می‌شود وبا قاعده‌افزایی به نظم تبدیل می‌گردد. از آن‌چه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که شعر چیزی جز خودش نیست در حالی‌که اگر توازن‌های یک نظم را بگیریم به نثر مبدل می‌شود. به اعتقاد لیچ، هنجارگریزی یا

قاعده‌کاهی انحراف از قواعد حاکم بر زبان هنجار به شمار می‌رود. شاعر با کاهش قواعدی که که در زبان هنجار به کار می‌رود شعرش را پدید می‌آورد.

ادامه نوشته

نقد کوتاهی بر شعر "قاصدک" سروده ی مهدی اخوان ثالث

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟

از کجا وز که خبر آوردی ؟

 خوش خبر باشی ، اما ،‌اما

گرد بام و در من 

 بی ثمر می گردی


انتظار خبری نیست مرا 

 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس 

 برو آنجا که تو را منتظرند 

 قاصدک

در دل من 

ادامه نوشته

نگاهی به  شعر "آخرین روز بهاری" سروده ی منصور خورشیدی.

آخرین روز بهاری

 

بسیار ساده آواز رود

از لابه‌لای درختان

راهی به آسمان

 باز می‌کند

و خرداد این سال

روی شانه‌هایم 

ادامه نوشته