پابه پای "اتانازی " سروده ی مینا (ح) آییژ

چه فرق می کند

سرم

روی کدام شانه ی جغرافیا سنگینی کند

و پاهایم

 سمت کدام اندیشه دراز شود؟

تو

 با همان دست 

ادامه نوشته

نقد شعر "بهانه ی رفتن" سروده ی دکتر شوان کاوه

نقد شعر "بهانه ی رفتن" سروده ی دکتر شوان کاوه

نگاهت را می تکانی
از خاطره هایت
سُر می خورم
به شبِ احساسِ تو !
لب هایت 
به وسوسه های بوسه
پشت می کنند

من اما

همچنان

برای آمدن دوب

ادامه نوشته

نقد شعر"خواب سال های لب پریده" سروده ی علی محمد پورحسن

کابوس هایت را

قدم می زنم

 

رویایت را

در سال های لب پریده ات

سر می کشم

 

در قربانگاه

نبودنت

حوالی خواب هایی

 که هرگز

 تعبیر نمی شوند

آغازم را

سر می برم.

........

.....

...

تا تو

چشمانم را

زیر قلبت جزر بگیری

 پل سراط

نویسنده: اصلان قزللو

از روی استخوان هایم گذشته است.(علی محمد پورحسن)

لازم است برای نقد، شعر را چند بار با صدای بلند بخوانیم تا تصویرهایش جلو چششممان رژه بروند و در جانمان بنشینند. حالا هر ایماز را بررسی کنیم و رابطه ی آن را با تصویرهای بعد بسنجیم . آیا ارتباطی بین تصاویر هست؟ آیا بندهای شعر که هر یک تصویر و تصور و ذهنیتی را بیان می کنند ، می توانند در یک مجموعه به کمک هم بیایند و دررساندن حس شاعر سهیم باشند؟ ایا جمله ها توانسته اند از چنبره ی زبان نثر که بیش ترین توانش، انتقال پیام از گوینده به شنونده است ، رها شوند و زبانی تازه و قدرتمند و اثر گذار در شعر باشند؟ وقتی شعر را می خوانی ، اثری از غم، شادی، لرزش، درک، خنده ، اشک و..در جانت احساس می کنی ؟ اشیا و امور ، همانی هستند که در جهان واقع بوده اند یا شاعر توانسته با ایجاد روندی ، جهان تازه ای برایت بیافریند؟ و ازعادت ها و تکرارها برهاندت؟

اگر پاسخ آری باشد، با شعر سر و کار داری و باید بالا و پایینش کنی . بچرخانی اش. از زاویه های گوناگون به تماشایش بنشینی ، تا از رمز و رازش ، پستوهایش، چشم اندازهایش سر در بیاوری. اگر شاعر امکانی در متن برایت فراهم اورده باشد، جاهایی را ببینی که حتا خودش ندیده است اما با برهان تو می پذیرد که می شود به شعرش چنین نگریست.

حالا  بند به بند و تصویر به تصویر شعر را بخوانیم و ورق بزنیم:


کابوس هایت را

قدم می زنم

 

رویایت را

در سال های لب پریده ات

سر می کشم

 

در قربانگاه

نبودنت

حوالی خواب هایی

 که هرگز

 تعبیر نمی شوند

آغازم را

سر می برم.

........

.....

ادامه نوشته

نقد شعر "قلمرو" سروده ی دکتر شوان کاوه

من

تو

او

یکی اسمان را دوست دارد

یکی پنجره را

دیگری اتاق بسته !


می شود زیر یک سقف ماند (دکتر شوان کاوه)

نویسنده:اصلان قزللو

شعر را که می خوانی، می بینی ، متن ، سطرهای پراکنده ای نیست که فقط به شکل 

ادامه نوشته

نقد شعر "بی خوابی" سروده ی اصلان قزللو


" بی خوابی " کار کوتاه و زیبایی از شاعر عزیزمان اصلان قزللو ست ، با خواندن این شعر زیبا برآن شدم تا مختصری برآن بنویسم تا شما عزیزان را هم در خوانش این شعر شریک کنم ، امیدوارم مورد توجه و استفاده تان قرار بگیرد .




" بی خوابی "



چشمی باز و
چشمی نیم بسته
تبرزن
تبرزیرسر
دیوانه اش کرده
خواب رویش جوانه ای
بر دسته ی تبر !


شعر یک کاراکتر اصلی 

ادامه نوشته