نگاهی به "دیوار و شیشه": سروده ی فریبا شش بلوکی از دفتردریچه
نگاهی به "دیوار و شیشه": سروده ی فریبا شش بلوکی از دفتردریچه
اصلان قزللو
*************
تو مي نوشتي روي شيشه
آن نامه هاي سرخ تبدار !
من مي نوشتم پاسخت را
اما فقط بر روي ديوار!
...
گل مي نشاندي روي شيشه
من شعر مي خواندم برايت
آهسته مي خواندي مرا باز
من گريه مي كردم برايت
...
دل مي كشيدي روي شيشه
دل مي كشيدم روي ديوار
تو منتظر از پشت شيشه
من منتظر از پشت ديوار
...
وقتي كه باران محو مي كرد
شعر مرا از روي ديوار
يك بوسه از تو روي شيشه
يك بوسه از من روي ديوار
...
وقتي كه مي خنديد خورشيد
دستان تو بر روي شيشه
نقش مرا ترسيم مي كرد
ديوار بود و سنگ و شيشه...
...
من لمس مي كردم غمت را
هر چند بودم پشت ديوار
چند قطره اشكت روي شيشه
با سايه هاي درهم و تار
...
آخر نوشتي روي شيشه
مشتي بزن بر قلب ديوار
سنگي بزن برقلب شيشه
من هم نوشتم روي ديوار
...
بايد فرو ريزد از اين پس
اين شيشه ها و سنگ و ديوار
باران خوشبختي ببارد
بر لحظه هاي سبز ديدار
...
ورنه فقط اسمي بماند
از قصه ي اين يار و دلدار
آنهم فقط بر روي شيشه
آنهم فقط بر روي ديوار...
...
فریبا شش بلوکی - کتاب دریچه
متن خوب و زیبایی بود. مفهوم خوبی را به مخاطب منتقل کرد.اما زبانش
کهنه بود.خانم شش بلوکی ، وزن گاهی وا می دارد که ما از زبان غافل
شویم."دستان تو" زبان شعر امروز نیست ، یا استفاده از مخفف "ورنه" از زبان مردم این روزگار دور است."بماند" هم شکل خوبی ندارد و از ویژگی
های زبان شعر کهن است که باید معنای می ماند از آن گرفت. قافیه های و ردیف های
تکراری "دیوار" و "شیشه"، متن را بی جان کرده است. حتا در
بسیاری از پاره های این چارپاره، قافیه نادرست است.در بند دوم"می
خواندم" و "می کردم" قافیه است. اگر ضمیرها را که جزء حروف الحاقی
ست، از آن جدا کنیم، آن چه می ماند"می خواند" و "می کرد"
است.در نتیجه " َرد" و "اند" که حروف قافیه هستند، نامساوی
اند.در بند سوم "دیوار تکرار شده. اگر ردیف باشد، پس قافیه کجاست؟ اگر قافیه
باشد که دو واژه ی تکراری نمی توانند قافیه باشند.در بند چهارم همین طور،
"روی دیوار " تکراری ست.در بند پنجم هم همین گونه است. "شیشه"
تکراری ست . در بند ششم قافیه درست است"دیوار" و "تار". در
بند هفتم"دیوار" تکراری ست. در بند هشتم، قافیه ی "دیوار" و
"دیدار" درست است.در بند پایانی هم قافیه ی "دلدار" و
"دیوار "مشکلی ندارد. در هر نوع شعری چه نو چه کهن باید چهار چوب ها را
رعایت کرد.وزن این متن"مستفعلن/مستفعلن/مستفعلن/فع است؛ که در مصراع"چند
قطره اشکت روی شیشه" یک هجا اضافه دارد.
با وجود این که از تشبیه و تصویرهای خوبی استفاده کردید اما همه واقعی
و بی هیچ تصرفی در آن است. در واقع حرکت و تکثر معنایی در این متن نیست. می توانم
بگویم تمام مخاطب های شعرتان جز یک برداشت نخواهند داشت.حالت روایت ، تنها حاکم
این متن است با وجود این که تصویرها کمک کرده اند، اما همه ایستا هستند. بهتر آن
است که شعرمخاطب را به دنبال خود بکشاند و معنی های گوناگونی را با توجه به واژه و
ها چینش ها، تقدیم او کند.
آن چه لازم است در پایان یاد آوری شود ، این متن در صورت رعایت وزن و
قافیه و جلوگیری از حشو و تکارهای ملال آور ، می تواند یک نظم خوب باشد. چون بی آن
که بخواهی به وزن و قافیه توجه کنی می شود این داستان را با زبان نثر بیان کرد.
اصلان قزللو-شاعر و نویسنده و منتقد ادبی-عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان