در آمدی بر نظریه ها و نقد ادبی
"کتاب حاضر بر چند پیش فرض استوار است . نخست این امر را مسلم گرفته ام که چیزی به نام "قرائت بی طرفانه " یِ اثر ادبی وجود ندارد.
واکنش های ما به آثار ادبی ، خواه غیر ارادی و مبتنی بر احساس باشد یا خواه کاملا منسجم و بر پایه ی استدلال ، در هر حال تعاملاتی از این دست ، همگی بر عوامل اصلی و زیر بنایی ای استوارند که نحوه ی واکنش خاص ما به هر متن را تعیین می کنند . در واقع موضوع اصلی این است که چه چیز موجد این واکنش ها می شود و یا این که خواننده چگونه مفهوم یا معنایی را از متنی استخراج می کند . نظریه ی ادبی به واکنش های ما ، برداشت هایمان ، فرضیات مان ، عقایدمان و احساسات مان درباره ی متن می پردازد . به منظور پی بردن به علت واکنش خاص مان به یک متن ، نخست باید نظریه و نقد ادبی را بشناسیم ." (ص 17)
دوم آن که چون واکنش های ما به هر اثر ادبی یا در واقع هر مطلب چاپ شده ، خواه ناخواه بر مبنایی نظری استوار است ، لذا این فرض را بدیهی دانسته ام که هر خواننده ا ی برای خود نظریه ای ادبی دارد . هر یک از ما هنگام خواندن هر متن اعم از رمان ، داستان کوتاه ، شعر یا هر نوع متن ادبی دیگری ، به فراخور توقعاتمان ، به گونه ای خود آگاه یا ناخودآگاه برای خود ذهنیتی می آفرینیم . همان طور که جاناتان کالر اشاره کرده است ، ما به نحوی (معین) از مطلب چاپ شده ، معنا به دست می آوریم. شیوه ها و فنونی که به منظور چارچوب بخشیدن به برداشت های شخصی خود از هر متنی به کار می گیریم ، ما را به شکلی بلاواسطه به حیطه ی نقد و نظریه ی ادبی می کشاند و بی آن که بدانیم ، ما را عملا در جایگاه منتقد ادبی قرار می دهد .(ص 17 و 18)
فرض سوم من بر این مشاهده استوار است که نظریه ی ادبی هر خواننده ، می تواند آگاهانه یا نا آگاهانه ، کامل یا ناقص ، مبتنی بر اطلاعات دقیق یا نادقیق ، و التقاطی یا یک دست باشد . از آن جایی که یک نظریه ی ادبی ناآگاهانه و ناقص و فاقد اطلاعات لازم و التقاطی غالبا به تفاسیری نادرست و غیر منطقی و بی حساب و کتاب می انجامد ، لذا معتقدم وجود نظریه ای مشخص و منطقی و عاری از ابهام ، این امکان را به خوانندگان می دهد تا شیوه های شخصی خود در تفسیر را به وجود آورند و بتوانند به گونه ای مستدل و عاری از تناقض به سامان دهی و تبیین و توجیه ارزیابی های شخصی از خود متن از متن بپردازند . (ص 18)
ماتیو آرنلد منتقد ادبی قرن نوزدهم، نقد ادبی را "کوششی بی غرضانه به منظور آموختن و اشاعه ی بهترین آموزه ها و افکار در دنیا" معرفی می کند. از این رو تلویحأ چنین برداشت می شود که نقد ادبی فعالیتی است روشمند به منظور مطالعه و تحلیل و تفسیر و ارزیابی آثار ادبی. آرنلد سپس استدلال می کند که این شاخه از دانش ضرورتأ در پی آن است تا با قاعده مند کردن اصول زیبایی شناسانه و روش شناسانه، معیاری به دست دهد تا منتقدان بتوانند بر مبنای آن به ارزیابی متون ادبی بپردازند. منتقدان ادبی هنگام تحلیل اثر هنری، به طرح پرسش هایی اساسی راجع به ماهیت فلسفی، روانشناسانه، کارکردی و توصیفی متن می پردازند. پاسخ این پرسش ها، از زمان افلاطون و ارسطو تا کنون، مورد بحث و مناقشه ی فراوان بوده است. (ص29،28)
شالوده ی هر نظریه ی ادبی منسجمی این است که ارائه ی قرائت کاملأ بی طرفانه از متن و یا واکنش عاطفی یا خود انگیخته ی محض به متن، ممکن نیست؛ زیرا نظریه با طرح این پرسش که چرا خوانندگان به نحوی خاص به متن واکنش نشان می دهند، نکته ی مهم این است که چه چیز موجب آن واکنش شده است و یا آن که خوانندگان چگونه از متن، معنا استخراج می کنند. نحوه ی دریافت معنا از متن یا معنابخشی به آن از سوی ما خوانندگان، بستگی دارد به چارچوب ذهنی ای که هر یک از ما در خصوص ماهیت واقعیت برای خود ساخته ایم. این چارچوب یا جهان بینی، شامل "مفروضات یا پیش انگاشت های (خودآگاه یا ناخودآگاه) ما در باره ی ساختار اساسی دنیای مان" است. ص 31
نحوه ی دریافت معنا از متن یا معنا بخشی به آن از سوی ما خوانندگان ، بستگی دارد به چارچوب ذهنی ای که هر یک از ما در خصوص ماهیت واقعیت برای خود ساخته ایم . این چارچوب یا جهان بینی ، شامل مفروضات یا پیش انگاشت های (خود آگاه یا نا خود آگاه ) ما درباره ی ساختار اساسی دنیای مان است . برای مثال همه ی ما در صدد پاسخ برای پرسش هایی هستیم نظیر این که : اخلاق یا اصول اخلاقی بر چه مبنایی استوار است ؟ مفهوم تاریخ بشر چیست ؟ آیا وجود بشر واجد هدفی جامع است ؟ زیبایی ، حقیقت و خیر چیستند ؟ آیا واقعیتی غایی وجود دارد ؟ جالب آن که پاسخ ما به پرسش های یاد شده و امثال آن ها تغییر نا پذیر نیستند ، زیرا ما به هنگام تعامل با سایر افراد و محیط اطرافمان و نیز در تاملات شخصی مان ، پیوسته با مسائل مذکور سر و کار داریم و غالبا نظرات خود را تغییر می دهیم . اما در صورت ، واکنش ما به متن ادبی را عمدتا پاسخ های ما به سوالاتی از این دست تعیین می کنند " (ص 31)
به زعم لوئیز م . روزنبلت (خواننده ،متن ، شعر) هنگام عمل یا واقعه ی خواندن :
خواننده تجارب پیشین و شخصیت کنونی خود را به متن فرا می خواند . وی تحت نیروی جاذبه ی نمادهای منظم متن ، به تنظیم ذخایر خود می پردازد و به مدد مواد اولیه ی حافظه و فکر و احساس ، نظمی نوین در می اندازد ، تجربه ای نو که برای خواننده حکم شعر را دارد . این تجربه ی تازه ، جزئی از نهر جاری تجارب زندگی خواننده می شود و از زوایای مهم زندگی اش - به عنوان یک انسان - در خور تامل می گردد .
بنابراین به زعم روزنبلت ، رابطه ی میان خواننده و متن ، یکسویه نیست . بلکه تبادلی ست ؛ یعنی فرایند یا واقعه ای ست که در زمان و مکانی خاص - که متن و خواننده در یکدیگر اثر می گذارند - رخ می دهد . از رهگذر تبادل و تعامل خواننده و متن است که معنا خلق می شود . همان طور که روزنبلت معتقد است ، معنا نه صرفا در ذهن خواننده واقع است و نه منحصرا در متن ، بلکه در تعامل این دو با هم نهفته است ... ص 32
نپذیرفتن نظریه ی ادبی یا بی اعتنایی به آن ،ما را در دام این تصور باطل می اندازد که منتقدانی هستیم واجد علم غیب و بنابراین یگانه تعبیر درست و نهایی هر اثر ادبی را در آستین داریم ...ص 35
وجه ممیز اثر ادبی از سایر اقسام نوشتار ، ویژگی زیبایی شناسانه ی خاص آن است . زیبایی شناسی شاخه ای خاص از فلسفه است که به مفهوم زیبایی می پردازد و در آن کوشیده می شود تا ملاک هایی جهت تشخیص زیبایی در اثر هنری تعیین گردد. ص 37
بنابراین آثاری که دنیای آفریده یا ثانوی هنرمند انعکاسی از دنیای اصلی او باشد و ساختار مند و یا آزمون زمان ، که مردم به هر دلیلی اثری مکتوب را ارزشمند تلقی کنند ، نمی توانند وجه ممیز آثار ادبی از دیگر اثرها باشند .
خلاصه ای از ص 37
افلاطون و ارسطو ، زیبایی را ویژگی ذاتی اثر هنری می دانند. حال آن که منتقدان دیگری از جمله دیوید هیوم معتقدند که زیبایی از طرز تلقی مخاطبان اثر هنری سرچشمه می گیرد . برخی از نظریه پردازان قرن بیستم هم استدلال می کنند که درک زیبایی موجود در متن ، مولود رابطه ای است پویا میان اثر و دریافتگر در برهه ای خاص از زمان . ص 38
2 دقیقه پیش · ویرایش شده · پسندیدم
شاید بتوان گفت اثر ادبی پیش از آن که هستی شناسانه باشد ، امری ست کارکردی ؛ چرا که وجود و متعاقبا ارزش آن را خوانندگانش تعیین می کنند نه خودش . ص 39
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۰۵ ساعت 20:35 توسط اصلان قزللو
|
اصلان قزللو-شاعر و نویسنده و منتقد ادبی-عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان