شوک شعر (1)
پل والری - از ارغنون 14- درباره ی شعر
****

نخست اجازه دهید تا ببینیم و بشکافیم که آن شوک اولیه و همواره تصادفی که ابزاری شعری را در درون ما بر می سازد چیست ؛ و مهم تر از همه بفهمیم که آثار آن چیست . مسئله را می توان به این گونه مطرح کرد : شعر هنری مبتنی بر زبان است ؛ ترکیباتن معینی از کلمات می توانند عاطفه ای را تولید کنند که سایر ترکیبات نمی توانند و ما آن ها را ترکیبات شعری می نامیم . این عاطفه چه نوع عاطفه ای ست ؟
من این امر را در درون خود این گونه باز می شناسم : تمامی اشیا و موضوعات ممکن ِ جهان عادی ، بیرونی یا درونی ، هستی ها ، رخدادها ، احساسات و کنش ها ، در عین حال که جلوه و نمودمعمولی خود را حفظ می کنند ، به ناگهان در رابطه ای متناسب و درخشان ولی تعریف نشده با حالات تاثرات کلی ما قرار می گیرند . به عبارت دیگر این هستی ها و اشیا به خوبی شناخته شده - یا بهتر بگویم ایده هایی که مبین آن هستند - به نوعی به لحاظ ارزشی تغییر می پذیرند . آن ها یکدیگر را جذب می کنند، آن ها به شیوه هایی کاملا متفاوت از شیوه های معمولی به یکدیگر پیوند می خورند ؛ اگر این بیان مجاز باشد ، آن ها موسیقایی و پر طنین می شوند و اصطلاحا به شکلی هماهنگ به هم مربوط می گردند . جهان شعر که بدینسان تعریف می شود ، واجد شباهت های گسترده ای با ویژگی هایی است که ما به جهان خواب و رویا نسبت می دهیم .
از آن جا که کلمه ی خواب و رویا وارد صحبت ما شده است ، به طور گذرا بگویم که بررسیی آن در ادوار مدرن با شروع رمانتیسم ، اغتشاش نسبتا قابل فهمی میان مقوله ی خواب و رویا با شعر ایجاد کرده است . خواب و رویا و خیال بافی ، ضرورتا شعری نیستند ؛ ممکن است این گونه باشند و لی صور و ترکیباتی که به میانجی بخت شکل می گیرند ، فقط به مدد بخت صُوَری هماهنگ هستند .