شوک شعر (2)
شعر و تفکر تجریدی :پل والری
***

به عبارت دیگر می توان گفت که حالت شعری کاملا نا منظم و ناپایدار، غیر ارادی و حساس و شکننده است و ما همان طور که آن را تصادفی یافته ایم ، تصادفی نیز از دست می دهیم . ولی این حالت برای شاعر شدن کافی نیست . همان طور که فرد با دیدن خواب و رویای گنج ، هنگام بیداری وقتی با هیجان روی تخت خود می ایستد ، نمی تواند گنج را پیدا کند .

وظیفه ی شاعر - از این تعبیر شگفت زده نشوید - تجربه کردن حالت شعری نیست ؛ این مسئله ، مسئله ای خصوصی ست .وظیفه ی او به وجود آوردن این حالت شعری در دیگران است . شاعر با این واقعیت ساده شناخته می شود - یا حد اقل هر کسی شاعر خود را بدین گونه باز می شناسد -که باعث می شود خواننده ، دچار "الهام " شود . بی تردید الهام ویژگی جذاب و گیرایی ست که خواننده آن را به شاعر مورد علاقه اش عطا می کند : خواننده در ما شاعران شایستگی های متعالی فضایل و محسناتی را می بیند که در درون خود متحول شده است . او در ما شاعران در پی یافتن علت شگفت آمیز شگفت زدگی خود است .

ولی احساس شاعری و تالیف تصنعی این حالات در برخی آثار ، دو امر کاملا مجزا و متفاوت اند ، همان طور که حس و کنش دو امر متفاوت هستند . کنش مستمر از هر نوع تولید خود انگیخته ای پیچیده تر است خصوصا زمانی که در قلمرویی قرار دادی همچون زبان صورت گیرد .
بگذارید برایتان داستانی تعریف کنم که شرح یکی از مشاهدات جالب توجه خود من است .
دامه دارد...