نگاهی به شعر زهره ی خالقی
شعر زهره ی خالقی
***
اگر سنگینی واژه هایم از خیسی
کاغذ را پر کند
پشت این بغض نزدیک به گریه
رو به طلوع یک خیال از من
تو هستی
حس آمیزی و استعاره در واژه های سنگین و خیس ، در حقیقت آن ، واژه های دارای بعد می کند ، بعدی از مادیت ، که واژه به صورت اسفنجی در می آید که به سبب خیسی سنگین است . حال این خیسی از کجا منشاء می گیرد ، یقین از همان گریه در سطر سوم . در این حالت ، واژه ، ، ویژگی انسانی گریه به خود می گیر و آن چه کاغذ را می پوشاند ، در حقیقت واژه ی گریان است .
"بغض نزدیک به گریه " هم تصویر جالبی ست ، بغض در شرف گریه و خوشبختانه این تصویر در تصویر دیگری کامل می شود . یعنی تمام واژه های خیس سنگین بر روی کاغذ که گویی اشک پرش کرده ، خود را به بغض در گلو می رساند و پیش از آن که هق هقی در بگیرد ، نمی به چشم می زند و یک خیال طلوع می کند ، خیالی به روشنی خورشید با یک استعاره ی دیگر (طلوع یک خیال) و مخاطب گوینده ی درون شعر در آن جا ظاهر می شود .
تصویری مکمل تصویر دیگر . و در نهایت یک پرتره ی آبچکان که مخاطب درون شعر در آن جا نمایان می شود . این همان فرم یک شعر کوتاه و موثر که حسی را به مخاطب القا می کند تا او بتواند با شعر سخن بگوید از راه شعر !
مسئله در این جا چه گفتن نیست ، چگونه گفتن است . این که از طرفیت زبان و ابهام واژه ها استفاده کنی . اگر تنها گفتن بود ، مولف می توانست بگوید :"کاغذ را با واژه های غمگین پر می کنم " این همان شکل روزمره است و زبان غیر شعر و تلفیق با تصاویر که می تواند حس خوبی در مخاطب پدید آورد بی اندگی حشو و اطناب .
***
اگر سنگینی واژه هایم از خیسی
کاغذ را پر کند
پشت این بغض نزدیک به گریه
رو به طلوع یک خیال از من
تو هستی
حس آمیزی و استعاره در واژه های سنگین و خیس ، در حقیقت آن ، واژه های دارای بعد می کند ، بعدی از مادیت ، که واژه به صورت اسفنجی در می آید که به سبب خیسی سنگین است . حال این خیسی از کجا منشاء می گیرد ، یقین از همان گریه در سطر سوم . در این حالت ، واژه ، ، ویژگی انسانی گریه به خود می گیر و آن چه کاغذ را می پوشاند ، در حقیقت واژه ی گریان است .
"بغض نزدیک به گریه " هم تصویر جالبی ست ، بغض در شرف گریه و خوشبختانه این تصویر در تصویر دیگری کامل می شود . یعنی تمام واژه های خیس سنگین بر روی کاغذ که گویی اشک پرش کرده ، خود را به بغض در گلو می رساند و پیش از آن که هق هقی در بگیرد ، نمی به چشم می زند و یک خیال طلوع می کند ، خیالی به روشنی خورشید با یک استعاره ی دیگر (طلوع یک خیال) و مخاطب گوینده ی درون شعر در آن جا ظاهر می شود .
تصویری مکمل تصویر دیگر . و در نهایت یک پرتره ی آبچکان که مخاطب درون شعر در آن جا نمایان می شود . این همان فرم یک شعر کوتاه و موثر که حسی را به مخاطب القا می کند تا او بتواند با شعر سخن بگوید از راه شعر !
مسئله در این جا چه گفتن نیست ، چگونه گفتن است . این که از طرفیت زبان و ابهام واژه ها استفاده کنی . اگر تنها گفتن بود ، مولف می توانست بگوید :"کاغذ را با واژه های غمگین پر می کنم " این همان شکل روزمره است و زبان غیر شعر و تلفیق با تصاویر که می تواند حس خوبی در مخاطب پدید آورد بی اندگی حشو و اطناب .
سه ویژگی شعر ، زبان شعری ، تصویر گری و ایجاز و فرم درونی مستحکم توانسته شعریت را به مخاطب منتقل کند .
اصلان قزللو
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۹/۰۴ ساعت 20:44 توسط اصلان قزللو
|
اصلان قزللو-شاعر و نویسنده و منتقد ادبی-عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان